محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
509
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سرشت معاويه اراده غلبه براى رسيدن به منافع شخصى وجود داشت . . . تندباد قسوت و سنگدل در روانش مىوزيد . . . او ، الگوى قطبى منفى بود كه به سوى شر رهنمون است و در نقطه مقابل قطب خير قرار دارد . آن دو قطب ( على عليه السّلام و معاويه ) با هم درگير شدند . » « 1 » سپس استاد صالح مىافزايد : « اگر على عليه السّلام با رفتار خويش ، اين الگو را به ما نشان نمىداد ، آيا باز هم شعله حق در دلها فروزان مىماند ؟ على عليه السّلام الگويى براى همه تاريخ به شمار مىرود . » اين شخصيت نيك ، همه نيكيهاى دنيا را در خود دارد و آن شخصيت بد همه بديهاى دنيا را در خود دارد . شخصيت امام عليه السّلام علامت و راهنمايى براى نشان دادن حق است و اگر اين علامت نبود ، شعله حق در دلها نور نمىداد و اگر اين راهنما نبود ، هيچ اثرى از حق در همه دورانهاى پس از على عليه السّلام باقى نمىماند و اگر على عليه السّلام مانند معاويه رفتار مىكرد ، هر كه عمل باطلى انجام مىداد ، الگوى خود را على عليه السّلام معرفى مىكرد . على عليه السّلام تا روز قيامت حجّتى باقى خواهد ماند براى كسانى كه مىخواهند از راه حق منحرف شوند . اين الگو هيچ عذرى و بهانهاى براى هيچكس باقى نگذاشت .
--> ( 1 ) . نك : مجله مصرى الكاتب ، آوريل سال 1965 م .